مواجهات با سرب شامل مواجهات غیرشغلی ( مانند انتقال سرب از طریق آب ، غذا و هوای محیط ) و مواجهات شغلی می باشد .به طور كلی در تمام مشاغلی كه سرب فلزی یا تركیبات حاوی سرب حرارت داده و ذوب می شوند جزء مشاغل پرخطر محسوب می گردند . سرب غیرآلی از طریق تنفسی و گوارشی جذب می گردد كه در حقیقت مهمترین راه مواجهه شغلی تنفسی و مهمترین راه مواجهه غیرشغلی گوارشی می باشد. حدود 37% سرب استنشاق شده وارد خون می شود. جذب گوارشی سرب كه بیشتر در مواجهات غیرشغلی مطرح می باشد تحت تاثیر تغذیه فرد نیز میباشد به طوریكه افزایش پروتئین غذا سبب افزایش جذب گوارش سرب و همچنین كاهش كلسیم و آهن و فسفر غذا نیز باعث افزایش جذب گوارش سرب می گردد .
سرب قابل عبور از جفت و انتشار آن در بافتهای جنین می باشد كه بخصوص بعد از هفته 12 - 14 بارداری قابل تشخیص می باشد .
از آنجائی كه بیشترین ذخیره سرب در استخوانها می باشد بنابراین ممكن است علایم مسمومیت حاد با سرب مدت ها بعد از قطع مواجهه با سرب در اثر آزادسازی از ذخایر استخوانی تحت تاثیر استرس هایی مانند عفونت حاد و مزمن ، اسیدوز بعد از جراحی ، الكلیسم ، شكستگی استخوان و مصرف داروها رخ دهد . مهمترین راههای دفع سرب از طریق سیستم كلیوی ( ادرار ) و گوارشی ( مدفوع ) می باشد .
كولیك شكمی ، یبوست ، خستگی ، آنمی همولیتیك ، نفروپاتی محیطی و در مواردی تغییراتی در CNS می باشد كه در موارد پیشرفته ممكن است انسفالوپاتی ، تشنج و كما و ادم پاپیل رخ دهد و در موارد خفیف تر ممكن است شاهد خستگی ، سردرد ، تغییرات شخصیتی ، افزایش آنزیم SGOT و دردهای اسكلتی عضلانی باشیم كه معمولاً اینگونه علایم در سطوح بیشتر از 70 میكروگرم در دسی لیتر نمایان می گردد .
ظهور علایمی مانند دردهای مفاصل و عضلات ، سردرد ، ضعف ، دپرسیون ، كاهش لیبیدو و ایجاد ایمپوتنفسی و شكایت از مشكلات گوارشی . سایر تظاهرات مسمومیت مزمن شامل آنمی( به همراه افزایش Retic ) ، كاهش فعالیت ِآدرنال و تیروئید ، كاهش اسپرم در آقایان و كاهش بارداری در خانم ها ، افزایش فشارخون ، كاهش كلیرنس گلومرولی كلیه و كاهش دفع توبولی اورات كه منجر به افزایش اسیداوریك می گردد و سایر تظاهراتی كه به صورت تاخیری محتمل می باشد شامل نارسایی مزمن كلیه ، نقرس ، انسفالوپاتی مزمن و پرفشاری خون می باشد .
سرب انتشار هموژن و یكنواخت در بدن ندارد و تنها 1% از سرب در خون ذخیره می گردد و 99% بقیه در بافت های كلسیفیه و اسكلتی ذخیره می گردند ( البته میزان ذخیره استخوانی سرب در كودكان 70% می باشد ) . نیمه عمر سرب در استخوانها حدود 15 الی 25 سال می باشد در حالیكه نیمه عمر آن در خون حدود 36 روز می باشد . بنابراین اندازه گیری سرب خون در حقیقت نشانگر مواجهه اخیر با سرب می باشد . در افراد نرمال سطح خونی سرب كمتر از 10 میكروگرم در دسی لیتر می باشد . علایم كلینیكی مرتبط با سرب از سطوح 40 - 30 میكروگرم در دسی لیتر و بالاتر ظاهر می گردد . در مورد كودكان ، سطوح خونی بالاتر از 10 میكروگرم در دسی لیتر را مركز كنترل بیماریها (CDC) به عنوان مقادیر بالا درنظر گرفته است ولی در سطوح كمتر از 10 نیز احتمال ایجاد عوارض سرب وجود دارد . در مورد افرادی كه ( مردان یا زنان ) متمایل به بچه دار شدن هستند توصیه به سطح سرب خونی كمتر از 30 میكروگرم در دسی لیتر می گردد .
سطح پرتوپورفیرین روی (ZPP) و یا پرتوپورفیرین آزاد اریتروسیت ها ( FEP ) در حقیقت بیانگر تاثیرات سرب بر آنزیم های فروشلاتاز اریتروسیت ها می باشد . به طوریكه سطح ZPP وFEP در سطح خونی سرب در محدوده 60 - 10 میكروگرم در دسی لیتر شروع به افزایش می نماید و برای چندین ماه بالا باقی می ماند . بنابراین در مدت های طولانی تری نسبت به سرب خون بالا باقی می ماند و در نتیجه افزایش طولانی مدت سطوح ZPP , FEP باعث می شود تا این اندكس ها نتوانند موجهات اخیر را از مواجهات قدیمی با سرب افتراق دهند.
در صورتی كه تركیب سطح سرب خونی بالا به همراه سطح طبیعی ZPP یافت گردد به نفع مواجهات بسیار جدید با سرب می باشد به طوریكه هنوز زمان كافی جهت شروع تاثیرات سرب بر متابولیسم heme وجود نداشته است .
در صورتیكه مواجهات محیطی و شغلی با سرب بیشتر از 30 میكروگرم در هر متر مكعب هوا برای بیشتر از 30 روز در سال باشد اندازه گیری سطح سرب خون و zpp هر شش ماه توصیه می گردد در مورد افرادی كه سطح سرب خون بالاتر از 40 میكروگرم در دسی لیتر دارند توصیه به تكرار آزمایش سطح سرب خون به صورت ماهیانه دارند تا در صورت افزایش بالای 50 میكروگرم در دسی لیتر بلافاصله جابجایی محل كار صورت گیرد.
دستگاه اندازه گيری 22 عنصر سنگين
دستگاه هماتوفلرومتر(ZPP)